![]() |
![]() |
|
| خصوصی |
|
هيچكس به من نگفت دوستت دارم! هيچكس به من توجهي نكرد! هيچكس مهربانيم رو نديد!هيچكس ارزشي بم نداد.هيچكس نخواست انديشمو بشناسه.هيچكس به عمق چشمام نگاه نكرد! هيچكس وقتي نذاشت تا كمي بشناسم. هيچكس نخواست لحظات تنهائيش رو با من پر كنه.هيچكس..........نتيجه اين شد كه عزيز و عزيزترين و يگانه همدم و عشق هيچكس نشدم تنهااااااااا تا تو اومدي ۱سال فقط از دور نگاهم كردي ۱سال انديشه هامو خوند ۱سال توانائيهامو شناختي و ۱سال احساساتمو. ۱سال سعي كردي بم نزديك بشي.۱سال توجهمو جلب كردي وقتي مطمئن شدي ازم اونوقت گفتي دوستت دارم بعد ۱سال سعي كردي بهم بقبولوني و بالاخره از فيلتر "من" رد شدي و حالا اونقدر به هم نزديكيم و همو ميخوايم كه نميفهميم مال هم نيستيم نميخوايم قبول كنيم .من بايد برم تا هر دومونو نجات بدم برم و بسپارم به خدا همون خدائي كه همين نزديكيست نزديك دل عاشقا.دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:24 توسط یسنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
ميخوام بنويسم واسه دل خودم و بعضي وقتا شايد واسه اينكه آدمائي تائيدم كند بالاخره آدمم ديگه. از همه چیز هم مینویسم فعلا نیازم فقط نوشتنه
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
يك پزشك زهرا ويولت آونگ خاطره ها |
|
RSS
|